
کاش چشم هایم را ببندم
... و باز کنم
خودم را توی خوشبختی دیماه
غــــــ ــر ق کـــــ ــنـــــــــ ــم
(+)
پ.ن: نوشتم این پست خیلی جرات میخواست جلوی تمام کساتی که زندگی ام را میدانند
گاهی می ترسم که داستانمان بدون قهرمان بماند
قهرمانی که بیابد جمع کند این بساط لعنتی را ...
"یکی بود یکی نبود ،
بازم یکی بود و یکی نبود !!
هنوزم یکی هست و یکی نیست!!
این داستان ادامه دارد" ...
دعوت شدم (+) به همین سادگی ؛ به همين خوشمزگي
دوست دارم:
خريد
غروب
سينما
بستني
مسافرت
تاب بازي
ماكاروني
بوي بنزين
لوت و پوت
بوي مامانم
رنگ قرمـــــــز
غر زدن به مهي
برف دست نخورده
بوي گل مريم و نرگس
بوس هاي گنده ِ طولاني
سورپريز شدن واسه تولدم
هي جينگل مستون درست كنم
از اين آدما كه همش بوي خوب ميدن
پستچي يه نامه غير منتظره واسم بياره
لب دريا پا برهنه روي شن هاي خيس بدوم
باباهايي كه وقتي مي يان خونه هميشه با دست پر مي يان
اين آدمهايي كه از هيجان بالا پايين ميپرن وقتي ميخوان يه چيزي تعريف كنن
دوست ندارم:
دروغ
آبگوشت
گير دادن
چاپلوسي
شير جوشيده
بچه هاي لوس و ننر
آدمهايي كه هي پز ميدن
آدمهايي كه دهنشون بو ميده
وقتي ناراحتم يكي هي سيريش شه بگه چي شده
اون مامانايي كه اعصاب بچه ندارن بچشون رو كتك ميزنن
وقتي دارم حاضر ميشم برم مهموني همش بگن زود باش زود باش
يكي جلوم گريه كنه بعد من مثه بز نگاش كنم چون هيچ كاري نمي تونم واسش انجام بدم
پ.ن: مهدی ؛ کنتراست ؛ مریم دلم میخواد از دوست داشتنی های شما بشنوم ..
راستی جو گرفت منو خیلی بیشتر از ۱۰ تا گفتم :دی