|
... This Is My Whole WORLD
|
هزار هزار دهقان برای آمدن باران دعا کردند...
نیامد !
خدا به کودکی فکر میکرد که چکمه اش سوراخ است
`پ.ن:خدا جونم تو داری با من حرف می زنی نه؟ ...
مرسي آتناي عزيزم واسه اين جمله دلگرم كننده ات...
گذشتم ....
گذشت کردم ولی باور کن هیچ لذتی نداشت
...
بچه تر که بودم
دستهای عروسکم را کندم
تا بال در بیاورد
سياوش رفيعي
خدا جونم
مرسی !
من
خیلی
خیلی
خیلی
خوشبختم

پ.ن :ای کاش فریاد زدنم در حال نوشتن این چند خط ، شنیده می شد
کاش می شد بفهمی که این کلمات با جه انرژی نوشتم
تو معرکــــــــــــــــــــــه ای خدا ... معرکه!!!
بعضی از لحظات همون بهتر که دفن بشن تا ثبت ...!

بعضی آدمها هم ایضا ...

جای خالی ات چقدر دهن کجی میکند
و من دلتنگی ام را قورت می دهم
این روزها ...

اينكه اين قدر سختم ... اينكه اين قدر سردم
واسه همينه (+)
حالا اين داستان يه بهونه است واسه اينه که زود تر تموم شه
من كه مطمئنم دير يا زود مي رسيم اونجا كه بايد گذاشت و گذشت
پ.ن: آرومم ... خيلي آروم!
مثل خطوطی نا مفهوم ... درهم
خا کستری ... آبی
مثل هیچ وقت ....!
خستگی در بدنم هیچ وقت از بین نمی رود
فقط ته نشین می شود!!!
دارد دیر می شود عزیزم !!!
انکار نکن
خاطره ها هم گاهی میگندند!!!

پ.ن: بوی ترس می یاد ــــــــــــــــــــــــــ

دوست ندارم فقط باشم ...
دلم میخواهد حس شوم ...
دلم میخواهد بودنم طعم داشتهباشد و نبودنم ، جای خالیام را نمایان کند ...
باز برگشتیم به همان زندگی عادی
گاهی وقتها دلمان برای عادی شدن هم تنگ می شود
پ.ن: عجیب غریب شدیم اساسی !!!
نیامدنم تمدید شد ...
اگه آپ دیت نمیکنم
واسه اینه که دارم خودمو آپ دیت می کنم