|
... This Is My Whole WORLD
|
میسوزم ...
اما نمی سازم
سگ جان تر از آن بودی که فکر میکردم
خاطراتت چرا نمی میرند ...
من خیلی زود زود دارم بزرگ میشم
نــــ مــــــ ــی خــــ ـو ا مـ
آقا خسرو ... سفرت به سلامت !!!
دلم برای همه اون دیوانه بازی های بی حد و مرزت قرچ قوروچ می شود x:
گاهی می ترسم که داستانمان بدون قهرمان بماند
قهرمانی که بیابد جمع کند این بساط لعنتی را ...
من آرومم
و به له شدن هیچ غروری هم فکر نمیکنم
....
هجران بلای ما شد
یا رب بلا بگردان ...
خیلی دور
خیلی دورتر ....
پناهنده شدم به آغوشت
توهمات من است که بیخودی معجزه می سازد
هیچ وقت معجزه آن چیزی نبود که من فکر میکردم
بگذار من ِ خودم بمونم ...!!!
چند شب ِ خواب میبینم که دارم سقوط میکنم
"یکی بود یکی نبود ،
بازم یکی بود و یکی نبود !!
هنوزم یکی هست و یکی نیست!!
این داستان ادامه دارد" ...
دعوت شدم (+) به همین سادگی ؛ به همين خوشمزگي
دوست دارم:
خريد
غروب
سينما
بستني
مسافرت
تاب بازي
ماكاروني
بوي بنزين
لوت و پوت
بوي مامانم
رنگ قرمـــــــز
غر زدن به مهي
برف دست نخورده
بوي گل مريم و نرگس
بوس هاي گنده ِ طولاني
سورپريز شدن واسه تولدم
هي جينگل مستون درست كنم
از اين آدما كه همش بوي خوب ميدن
پستچي يه نامه غير منتظره واسم بياره
لب دريا پا برهنه روي شن هاي خيس بدوم
باباهايي كه وقتي مي يان خونه هميشه با دست پر مي يان
اين آدمهايي كه از هيجان بالا پايين ميپرن وقتي ميخوان يه چيزي تعريف كنن
دوست ندارم:
دروغ
آبگوشت
گير دادن
چاپلوسي
شير جوشيده
بچه هاي لوس و ننر
آدمهايي كه هي پز ميدن
آدمهايي كه دهنشون بو ميده
وقتي ناراحتم يكي هي سيريش شه بگه چي شده
اون مامانايي كه اعصاب بچه ندارن بچشون رو كتك ميزنن
وقتي دارم حاضر ميشم برم مهموني همش بگن زود باش زود باش
يكي جلوم گريه كنه بعد من مثه بز نگاش كنم چون هيچ كاري نمي تونم واسش انجام بدم
پ.ن: مهدی ؛ کنتراست ؛ مریم دلم میخواد از دوست داشتنی های شما بشنوم ..
راستی جو گرفت منو خیلی بیشتر از ۱۰ تا گفتم :دی
می خوابم و خــــدا بیدار است ...!
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
نمیدونم چرا یهو دلم هوس ماه رمضون کرد
هوس ربنای قبل از افطار ...
هوس پاکی اون روزها ...
بوی نون سنگک تازه ...
خدای من هیچ جا نمیرود؛ همین جاست پیش من
همه چیز را خودش میداند ؛ نوازشم میکند ...
خدای من هر روز معجزه میکند ....
وقتی با سر انگشت هایش نوازشم میکند
تنها اوست که می داند ...
تنها اوست که می ماند ....
امروز که لازمت داشتم نبودی ... دیروز به چه دردم می خوردی ... یا فردا که هنوز به بودنت مطمئن نیستم ....دلم امروز تو را می خواست....امروز با همه وجودم یکی را می خواستم که پشتم بایستد....یکی که مثل تو مهربان باشد....پس کجا بودی تو لعنتی؟
صبا...
هر روز
دریا - ونک -پیاده روی - واحد ۱۰
ونک - شهرک - دریا
دریا - طالقانی- ونک - پیاده روی
ونک - پاسداران -دریا
.....
آدم توی این شهر پیر می شود ...
و دخترک درونم آرامش می خواهد
پ.ن : امروز خدا همش به من چشم غره می رفت
و کاملا هم حق با او بود .. شــ ر مـــ نـــ د ه ا م
چرا هیج جا عطر با بوی نم و خاک بارون خورده نمی فروشن؟!
خدایا ...
این انصاف نیست که لحظه های خوب اینقدر زود بگذرند
و لحظه های بد هیچ وقت تمام نشن ...
دو نقطه گيومه باز
...!
آخه خــــدا جان
اين لقمه به اين راحتي كه اينقدر پيچوندن نداره؟!
پ.ن: آشتي ؟!
من با تو خوشم ؛ تو خوشی با دل ِ من آیا ؟
حتی چی توز هم نمیتونه
طعم این لحظه ها رو عوض کنه ...
پ.ن: چی توز ... طعم خوش لحظه ها
این آقاهه تو تلویزیون میگفت :
واسه هر نیاز انسان ، یه پاسخ خارجی وجود داره
من انگار مثال نقض حساب میشم
از بس که بی جواب موندم ...
من اسطوره لجبازی کردن ام .
پ.ن: خیلی با ربط
بعضی وقتا اینقدر همه چی غیر عادی به نظر میاد
درست مثه فیلما
نمیدونم شاید فیلما رو هم از رو زندگی آدما میسازن
پ.ن: ممنون مهدی جان واسه طراحی لگو !
نحسی این روز از ماهها قبل معلوم بود!
ــ روز کنکور ــ
پ.ن: کارگران مشغول کارند / قالب در دست احداث
یه ویرگول گنده تا اینجای زندگیم ...!!!
به افتخار مامان که بودنش ( فقط بودنش ) برام یه تکیه گاه گنده ست
روزت مبارک مامانی جونم x:
نقطه ...
تو بدون من به سر خط برو ...
مریم

کاش ریسمانی نبود ...
من نمی بخشمت اگه جای پات
بی جای پام ؛ رو جایی حک شه
حسین پناهی
پ.ن: آغاز فصل قشنگ تابستان مبارک D: