|
... This Is My Whole WORLD
|
باز باران ما را دیوانه تر کرد ...

دلتنگي از آن واژه هايي ست كه هر كس يك جور معني اش ميكند.
دلم یه آغوش بزرگ میخواد
اون قدر که این همه گریه پیشش کم بیاره.

مایکل دستهای سارا رو گذاشته بود روی لباش ... می گفت یه روزی این قایق نجات رو میاندازیم رو آب و میریم یه جای دور ...بهت قول میدم !
دیالوگ ای این دو نفر پر از حس های جدیده.
یه وقتایی آدم توی خونه دعواش میاد ولی مخاطب نداره خب.
بهترین اتفاق این روزا کلاه قرمزی بود. نه؟!
دلم چایی خواست لب ساحل ؛ بعدصدای بوق کشتی هم بیاد
فک کن ؟!
مهدی جان ؛ قانون زندگی من روی بی قانونی میچرخد ؛ قانونی که به سرعت وضع میشود ... فسخ میشود ... مجازاتی هم در کار نیست !
پ.ن: راستی سال نو هم مبارک